ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )

80

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )

4 . شريعت الهى ركن اصيل و زندهء پايدار و تابندهء سير و سلوك الى اللّه است كه همانا اطاعت از دستورهاى الهى كه فقط با انگيزهء فرمانبردارى و قرب الهى باشد و دورى از گناهان و نافرمانى آن هم به قصد الهى باشد تأمين‌كنندهء سعادت انسان خواهد بود اگرچه مرحوم علامه تصريح مىنمايند كه سعادت مخصوص گروندهء دين حق است لكن مطلق سعادت مخصوص به گرونده دين حق نبوده بلكه در ديگران نيز يافت مىشود ، البته به شرطى كه روح انقياد و فرمانبرى داشته باشند و عناد و ستيره‌جوئى در آنان نباشد كه عقل و شرع مثبت و مؤيد آن هستند و از حديث مشهور نبوى « بعثت لاتمم مكام الاخلاق » نيز همين مسئله استفاده مىشود كه مرحوم علامه در خصوص اهل نجات از عذاب‌هاى الهى از احاديث و ادعيه شواهدى را ذكر مىفرمايند . از طرف ديگر در شريعت اسلام توجه عميق و جدّىاى به « شناخت نفس » و توجه به حق و احكام نورانى اسلام شده است و بنابر آيات و احاديث فراوانى به هيچ وجه شريعت اسلام توجه به غير خدا و اعتماد و گرايش به غير او را به سالكان راه اجازه نمىدهد مگر آن‌كه خود به لزوم آن و انجام آن فرمان داده باشد و شريعت اسلام هيچ موردى كه در تأمين سعادت و گريز از شقاوت است را فروگذار نكرده است كه سير و سلوك تنها برمبناى شريعت از بد و تا ختم و از ظاهر تا باطن ممكن و ميسّر است كه هركسى در گرو عمل خويش است و هماهنگ با عملش پاداش يا كيفر مىيابد : لذا عرفان ناب اسلامى شريعت محور و ولايت مدار است و لا غير . 5 . چون شريعت كيفيت سير و سلوك را از طريق معرفت نفس بيان كرده است مرحوم علامه در شرح و تبيين مسئله به چند نكته محورى اشاره نموده‌اند كه چنين است : الف ) عبادت براساس و ميزان معرفت و خلوص عابدان به چند گونه متصور است : نخست عبادت به طمع و رغبت بهشت دوم : عبادت از بيم و رهبت از آتش دوزخ و سوم : عبادت براى خدا كه شوق ديدار الهى است نه رغبت به جنّت و رهبت